اقتصاد و زنان

زنان با ظلم به زنان مشکلی ندارند!

درباره اقتصاد و نقش فعال زنان در اقتصاد در دنیا کافیست بدانیم:

زنان با آنکه ۶۶٪ از کار در جهان را انجام داده و ۵۰٪ غذای جهان را تولید می‌کنند، اما تنها از ۱۰٪ درآمد و ۱٪ دارایی جهان سهم دارند.

منبع آکسفام

احتمالاً همه هم نظریم که این ظلمی که در اعصار مختلف به جنس زن رفته است غیر انسانیست اما کمتر کسی به دلایلی که باعث شده است تا این ناحق در میان اعتقادات افکار عمومیِ جوامع مختلف و حتا در میان خود بانوان نیز قابل پذیرش و در مواردی چه بسا پسندیده باشد توجه می‌کند. یکی از مهم‌ترین دلایل ایجاد و تداوم این ظلم اینست که در طول تاریخ معاصر جریانات متعددی با ادعای حمایت از حقوق زنان، به ظلم به آنها دامن زده و نهایتاً آنها را ناچار به ضعف، انحراف از مطالبات اصلی و هزینه دادن در جنگ برای آن چیزی که نمی‌خواهند کرده است.

امروز در تمام جوامع بشری، از بدوی ترینشان تا به اصطلاح آن متمدنِ از آنها، به زنان ظلم می‌شود، اما در کمال تعجب دیده می‌شود تعداد کسانی که به این ستم بصورت دقیق، موثر و بالغانه انتقاد می‌کنند و حتا تعداد زنانی که تلاشی برای متوقف نمودنش می‌کنن، روزانه،به وضوح و با شیب تند در حال کاهش است. بصورت خلاصه جنس زن را می‌توان در تمام کشورهای دنیا، گرچه در زمینه ها و اندازه‌هایی محدود، اما بقطع مورد ستم قرار گرفته شده معرفی کرد. از کشورهایی که افکار عمومی و بطور دقیق‌تر رسانه های فراگیر آنها را ظالم همیشگی به زنان می‌دانند تا آنانی که به لطف پروپاگاندای متبهری که در اختیار دارند، امروزه به غلط از کشورهای طلایه دار حقوق زنان محسوب می‌شوند.

اقتصاد و زنان

اگر در اولی آنها را می‌زنند، در دومی به اشکال گوناگون به آنها تجاوز می‌کنند. در اولی آنها را ضعیف و خانه نشین می‌کنند، در دومی زیبایشان می‌کنند تا دیدنشان لذت داشته باشد. در اولی جنسی بدون اختیار و در دومی کالایی مصرفی. سرخورده و منزوی، فریب خورده و عصبانی. بدون خروجی مفید، با خروجی خشن و خلاف طبع لطیف زنانه. محصور در وظیفه فرزندآوری، نادیده گرفتن نیاز فطری خانم‌ها به مادر بودن و …

مطالبات جریانات حامی حقوق زنان، و در راس آنها جریان ضد زن فمنیسم را شنیده اید؟!

سربازی اختیاری برای زنان، برهنگی با طعم آزادی برای خوشامد مردان زنباره، فرصت‌های شغلی در مشاغل سختِ جسمیِ تماماً مردانه، اجازه افشای کلامی مسائل خصوصی بدن زنان در فضای عمومی به بهانه تابوشکنی، اختیار در کشتن انسان‌ها (سقط جنین) با برچسب فریبنده حق بر بدن و هزار و یک مرضِ فردی و اجتماعی دیگر که هر یک در بسته بندی جذاب و وهم آلود به زنِ امروز ارائه و در حقیقت تحمیل می‌شود، و از جادوی رسانه همین بس که در غالب این موارد، زن پذیرنده، متمایل و در نهایت مطالبه کننده ی این پایمال شدن‌های حقوق حقیقی خود است!

سخن در این مقوله بی اتمام است، اما جهت سهل شدن مختصر نگاری و در امید به متمرکز شدن حواس و دقت و فکر در آنجا که باید، از محضرتان سوال می‌پرسد: کدام این درخواست‌ها، در فضایی خارج از احساسات و فریب و جهالت؛ خواسته ی واقعی زنان است و کدامشان در صورت تحقق، اندکی و فقط اندکی از آسایش و نیازهای زنان را تامین می‌کند؟
و عجیب غلط است اگر فکر کنیم این هجوم همه جانبه فقط از خصوصیات دنیای غیر ایران است و نفهمیم که این نوع ظلم به زنان در همین چند دهه ی اخیر تا چه حد به داخل کشور خودمان هم سرایت کرده است.
رجوعتان می‌دهم به مطالبه کوچک، بی اهمیت و ناروای ورود زنان به ورزشگاه که گاهاً آنقدر سهم از پرداخت روزانه رسانه‌ها را مشغول می‌کند که انگار در ایران هیچ زنی در خانه مورد ناجوانمردی مردش قرار نمی‌گیرد، انگار هیچ زنی در هیچ نقطه ای از این کشور مورد آزار کلامی رهگذری بیمار قرار نمی‌گیرد، هیچ مدیری بخاطر بیگاری کشیدن هیچ کارمند زنی را به مجرد ماندن یا مادر نشدن مجبور نمی کند …

و چه ظلمی زنان به زنان می‌کنند که اجازه می‌دهند گاهی این عملیات فریب، مطالبه ی اول فعالان خانمی بشود که قرار است به نمایندگی از جامعه‌ی هم جنسشان، مطالبه کننده‌ی حقوق اجتماعی و فردی ضروری، بحق و در وضعیت بحرانی آنها باشند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 × 2 =