سیل

سیلنوشت – سفر به لرستان، روز نهم ۱

روز نهم ۹۸/۱/۲۱ قسمت اول

غالب امکانات به پل‌دختر سرازیر شده. همین، کار را در معمولان سخت کرده. حجم خرابی پل‌دختر ده‌ها برابر اینجاست. کار درستی کردند.
در شهر گل‌روبی خانه به خانه شروع شده. خیابان‌ها هم.
فوج فوج نیروهای مردمی به شهر می‌آیند. هر روستایی که راهش باز شده، حداقل یک گروه مردمی واردش شده.
یک لرِ سیبیل کلفت دیدم؛ با بلندگو در شهر می‌چرخید و با فارسی دست و پا شکسته با امدادرسانها حرف میزد:
«اهالی تهرون! ای تبریزی‌ها! آقا ما ممنونیم از شما. ببخشید ما نی‌تونیم از شما پذیرایی کنیم. شرمنده‌ایم…»
بغض کردم.
آمدم از آخوندی عکس بگیرم؛ ژست گرفت! خوشم نیامد و نیانداختم!
موکب بچه‌های بروجرد غوغا کرده. هر روز سه وعده ۲۰۰۰ هزار غذا می‌دهند. اینجا هتل است برای نیروهای مردمی!
هرروز غذای گرم می‌خورند؛ چای هم هست!
بیچاره نیروهای پل‌دختر! چند روز با نان و کنسرو لوبیا بیل میزدند!
کلا اینجا وضعش خیلی بهتر است. آب و برق و گاز هست. حجم خرابی هم کمتر.
کردهای سیبیل کلفت‌ اقلام آوردند. از اسلام‌آباد غرب. ولی از لج آخوندها روی ماشین‌هایشان نوشتند از شاه آباد! خنده‌ام گرفت. ولی دمشان گرم.
.
اینجا سپاهی زیاده ولی فرمانده سپاه شهر کمیاب است!
چند روز اول نیروهای مردمی کمک خواستند ازش، گفته به من ابلاغی نشده! دو روز بعد گفته وظیفه ارتش است‌
واقعا کمک به مردم سیل زده ابلاغ نظامی میخواهد؟!
مگر نه اینکه آقای خامنه‌ای گفته بهترین راه مبارزه با امریکا خدمت به مردم است!
به وضوح می‌شود کم کاری فرمانده سپاه را در شهر حس کرد. عکس فرمانده سپاه پل‌دختر. چقدر فاصله است میان دو فرمانده!
القصه! فرمانده در پیچ است و بزور قدم برمی‌دارد. نیروهای مردمی شهر را سامان میدهند. گویی وظیفه‌ای ندارد!
دیروز برد پرسپولیس لبخندی بر لبان قرمزهای شهر انداخت. دم بیرانوند گرم.
مینی‌بوس آخوندهای مشهدی هم رسید.
در شهر چند ماشین آفرودی دیدم. دختر و پسری آمدند.
بیابان‌گرد هستند و مجهز. ماشین‌هایشان دست کمی از نفربر ندارد. روزهای بسته بودن جاده، فقط با ماشین‌های اینها میشد به مردم غذا رساند. دمشان گرم.
هیچ زمانی نمی‌شد دختر پسرهای آفرودی را با آخوندها با بسیجی‌ها و با کردهای سیبیل کلفت و ارتشی‌ را در یک کادر دید! جز اینجا و در وقت سیل و کمک به مردم!
بغض
ّبغض
بغض

پی‌نوشت:
دوستانم گفتند در ایامی که سپاه تا کمر در گِل و لای است و ترامپ سپاه را تروریست خوانده، نباید بی‌کفایتی یک فرمانده را رسانه‌ای کرد. گفتم نه!
بی‌کفایت، بی‌کفایت است؛ دولتی و سپاهی ندارد. باید دادش را زد.

سیل

روز نهم ۹۸/۱/۲۱- قسمت ۲

هنوز نمی‌دانم چه بر سر بخشدار شهر آمده! لکن همه از شهردار تعریف می‌کنند.
نصفه شبی رفتم درمانگاه شهر. یک پزشک عمومی داشت با یک آزمایشگاه.
دستگاه رادیولوژی دارد لکن متخصص ارتوپدی خیر.
اگر کسی شکشتگی داشته باشد با بالگرد می‌برنش به خرم‌آباد. به شرط روز بودن.
اگر شب باشد باید تا صبح درد بکشد!
ارتش هم یک درمانگاه صحرایی زده؛ روانشناس، پزشک عمومی و داروخانه.
هلال احمر در شهر دفترچه پخش کرده. درمانگاه به بچه‌ها پوشک و شیرخشک رایگان می‌دهد. دمش گرم.
اینجا هر روز بر تعداد آخوندها افزوده می‌شود. اکثرا دهه شصتی و هفتادی. ساکتند و کم حرف. سرشان تو کار خودشان است. کم‌تر با مردم حرف می‌ز‌نند. بیشتر بیل می‌زنند!
خوب نیست! فرصت مناسبی است برای رفع برخی کدورت‌ها‌.
با آخوندی حرفی شدم؛ با اینکه ۳۵ سالش بود، گفت ۵ تا بچه دارم! بهشان فکر نمی‌کنم تا دلم تنگ‌تر نشود!

هنوز گل‌روبی خانه به خانه ادامه دارد. سیل نیروهای مردمی به شهر همچنان ادامه دارد، اما چون اینجا بیشتر شبیه شهرک است تا شهر! محل اسکان کم است.
همچنان فرمانده سپاه شهر را باید با ذره‌بین پیدا کرد! کاش عوضش کنند. بچه‌های بسیج می‌گفتند نه تنها کمک‌حال نیست، چوب لای چرخ کن هم شده.
بچه‌های بسیج دانشجویی قزوین را دیدم. در روستای دمرود سفلی.
یکیشان دانشجوی علوم سیاسی بود؛ به قول خودش ترمک بود! لباس نظامی‌اش را نشان داد، گفت با همین لباس دوماه حلب بودم! تازه چند تار سیبیل درآورده بود!
پیرمردی هم همراهشان بود. گفتند پدر شهید رسول خلیلی است!
یک گروه تبریزی دیدم. بلند بلند ترکی حرف می‌زدند. فکر کردم دعوا می‌کنند، نگو عادتشانه!
حضرت عیال زنگ زد. دلم تنگ شده. هم برای او، هم علی‌اصغر و هم فاطمه.

برگشتم شهر. قرارگاه متوسلیان؛ سردار سعید قاسمی دایر کرده.
هنوز اِبا دارد که بگوید شهید متوسلیان! یحتمل امید دارد متوسلیان زنده باشد‌. بنظرم واقعیت را باید پذیرفت‌‌. سر سفره ناهار، بغل‌دستم یک سرتراشیده بود. حدس زدم بیماری ژنتیکی چیزی دارد. گفت رپ خوان است! و بیماری دیسپلازی اکتو درما دارد.
از سلماسِ آذربایجان غربی آمده بود.
بیماریی خشکی پوست داشته باشی و بعد بیای وسط گِل و لای!
بغض

پی‌نوشت:
اوضاع در معمولان خوب است. باید بروم خوزستان‌. اخبار ضدونقیض است و اعصاب خردکن.

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × 5 =