سیل

سیلنوشت – سفر به لرستان، روز پنجم

روز پنجم- ۹۸/۱/۱۶ قسمت اول

امروز حالم خوب است!
فوج فوج بچه‌های جهادی وارد شهر شدند!
زلزله حاج‌حسین یکتا آغاز شد!
پاکسازی خانه به خانه شروع شده. بچه‌های ارتش هم دست به بیل شدند. سرهنگ ناجا هم. امروز چندبار بغضم گرفت.
پابکت‌ها خاموش نمی‌شوند.
اما مگر پاکسازی ۵۰۰۰ هزار خانه در گِل، تمام می‌شود؟!
شهر یک دست نظامی است. یاد فیلم چ افتادم!
تدبیرهای چمران، غیرت شهید تیمسار فلاحی و انقلابی‌گری شهید اصغر وصالی در مقابل بی‌کفایتی دولت بازرگان!

شهر هنوز آب ندارد! گاز ندارد!
اما نت خوب است. برای اولین‌بار انتشار مطلبم از شهر ببرون نرفتم. اما من هنوز مشکل چای دارم!
.
مامور برق می‌گفت با گل‌روبی خانه‌ها خطر برق گرفتی جدی است. خدا کند چیزی نشود…
هواشناسی گفت باران خواهد آمد. مردم استرس گرفتند. ما هم.
هلال احمر برای مناطقی از شهر دفترچه اقلام پخش کرد. از فردا کار توزیع یحتمل راحت‌تر می‌شود. بعد از غارت ۸ تریلی هلال احمر، خبر آرام‌بخشی بود‌. حالا تازه آرام آرام همه‌مان به فکر روستاها افتادیم. هیچ کس آماری ندارد!
هیچ کس!
راه‌هایشان اکثرا یا بسته است، یا نهایتا قایق رو!
فقط هلی‌کوپترهای ارتش مختصر اقلامی را از آسمان برایشان پرت می‌کند! ولی مگر چه قدر؟!
برخی روستاها بالای ۱۰۰۰ نفر جمعیت دارند!
خدایا کمک کن…

 

سیل

روز پنجم- ۹۸/۱/۱۶ قسمت۲

امروز با موتور خوردم زمین! دوبار!
تمام خیابان‌های شهر گل‌آلود است. سّر خوردم. کتفم درد شدیدی دارد.
رفتم هلال احمر شاید مسکنی بگیرم.
گفت: «برو بیمارستان عکس بگیر»
به مسخره گفتم: «خودم گوشی دارم! میخوای تو ازش عکس بگیر! مرد حسابی! با چی عکس بگیرم؟! کو دستگاه رادیوِلوژی؟!»
نگاهی عاقل اندر سفیه انداخت و گفت برو طرف مقبره شهدا، یه بیمارستان سیار زدن!

رفتم. عجب بیمارستانی! همه تخصص‌های پزشکی؛ گوش حلق و پوست، داخلی، ارتوپدی و.. داشت.
متخصص دندان هم داشت. رادیولوژی، سونوگرافی و ام آر آی و اتاق عمل نیز!
حیرت کردم.
اورژانس پرسید مشکلت چیه؟
من که دیدم ویزیت و دارو و… رایگان است، به شوخی گفتم: «سیل دندان‌هایم رو خالی کرده، بی‌زحمت پّرش کنید»
گفتم از فرصت رایگانی بهره ببرم!
الان ۳هزار نیروهای ارتش، هلال احمر، ناجا، سپاه، بسیج و مردمی در شهر هستند. پای کار و عملیاتی.
برای همین حال خوب امروزم مرا کمی به نمک‌پرانی وا داشته.
رییس بیمارستان سیار نیروی زمینی سپاه گفت دو روز است که در شهرهستند و ۲۴۰ بیمار را رسیدگی کردند.
گفتم یکم همکاریم! برای همین رفتم از اتاق عمل عکس گرفتم. از مصدومی که آماده جراحی می‌شد!
کاش صداوسیما به جای گزارش‌های تکراری و یک خطی این چیزها را منعکس می‌کرد.
ورود نیروهای مردمی ورق را در شهر برگردانده. ارتش و سپاه هم منسجم شدند. اما هنوز هلال می‌لنگد. برای ناجا نیروی تازه نفس آمده و جون گرفته.

پی‌نوشت:
اخبار بدی از معمولان می‌رسد. کانون توجه‌ به پل‌دختر است. این خوب نیست. شاید برم سمت معمولان…

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

17 − 15 =