سیل

سیلنوشت – سفر به لرستان، روز چهاردهم

روز چهاردهم ۹۸/۱/۲۶ قسمت اول

باخبر شدم کمیته وضعیت آب با سردار باقرزاده رییس ستاد جستجوی مفقودین جلسه دارد.
کمیته آب را سپاه تشکیل داده؛ رییس قرارگاه محرومیت زدایی هم رییس آن. رییس‌ناحیه بسیج دانشجویی تهران هم کمکش.
حال به آنها چه ربطی دارد خدا داند! بحران است دیگر لابد!
گفتند ۲۰روزیست دارند روی منطقه مطالعه و شناسایی می‌کنند. گفتند آبفا نکرده و آنها دست به کار شدند.
هرکاری کردم نشد بروم در جلسه! لکن از پشت درب نیمه باز، جلسه را ضبط کردم!
سردار رییس تفحص بوده. از ۷۳ تا الان وجب به وجب خوزستان را بیل‌انداخته برای جستجوی شهدای گمنام. به منطقه عجیب مسلط بود. ادبیاتش در تشریح سیل، ادبیات جنگی بود!؛ اینکه دشمن از ما ده‌ها روستا اسیر گرفته و چند شهر ما را محاصره کرده.
چند راه‌کار اصلی داد؛ ۱-شناسایی رودخانه‌ و آبراه‌های قدیمی هور در ایران و عراق۲-پیدا کردن زمین‌هایی که آب را ذخیره می‌کنند.۳-بررسی دجله در عراق.۴-انتقال اب به بیابانهای ناصریه.
گفت ما باید بخشی از دشمن را راهی عراق کنیم. گفت نیاز به دیپلماسی آب با عراق داریم. باید آنها را مجاب به استفاده از زمین‌های خالی آنها کنیم. و این، کار وزارت خارجه است. از ورود ابومهدی مهندس خوشحال بود. می‌گفت سالها با او در تفحص کار کرده و هم به مناطق عراق مسلط است.
سردار عجیب مسلط بود به منطقه. در زلزله بم و کرمانشاه هم بوده. مانده‌ام چرا سپاه او را فرمانده میدان نمی‌کند!؟ هیچ کس به اندازه او مسلط نیست اما در کانکسی نشسته بود و بی‌کار.
وسط جلسه پسرش سیدکمیل آمد. با عجله گفت آب کانال سلمان بالا آمده و مردم لنگ بیل مکانیکی‌اند.
با موتور کمیل رفتیم سرکانال. خدا خدا کردم اطلاعاتش مثل موتورسواریش نباشد! تا رسیدیم مردم از خوشحالی شعار دادند! نفسشان در نمی‌آمد از خستگی! از بس گونی پرکرده بودند. بیل که آمد، کارشان راه‌افتاد و سیل‌بند کانال تقویت شد.
کمیل گفت نمی‌دانی این بیل چقدر شهید درآورده و حالا اینجا در سیل!
چند طلبه پاکستانی را هم دیدم. بیل بدست!
مردی راهم دیدم میانسال. دقت کردم، کانال‌ساز سرکوچه مادرحضرت‌عیال در شهرری بود! اینجا! بغلش کردم و روبوسی. با یک کفش‌فروشی از قم آمده بود.

سوال مهم؛
در این چند روزه ده‌ها جلسه دولتی و نظامی رفتم. مسلط‌تر از باقرزاده کسی را ندیدم. چرا بی‌کارش گذاشتند؟!

پی‌نوشت:
ببخشید که دیر به دیر گزارش می‌دهم. کل روز در سرکشی به مناطق می‌گذرد. وسیله ندارم و این کار را کند کرده.

سیل

روزچهاردهم-۹۸/۱/۲۶- قسمت دوم

دانشمند هسته‌ای در کنار یکتایِ مردمی!

کانال سلمان در ملاشیه است؛ محلی فقیرنشین و مرکز تبلیغ وهابیت در اهواز.
تروریست‌های تیراندازی رژه اهواز، ساکن این محل بودند. ملاشیه شهرداری ندارد! یعنی دارد ولی نیست! فاضلاب در خیابان‌ها رهاست! زیر پای بچه‌ها! ربطی هم به سیل ندارد!
سالهاست اینجا همین است؛ فقر، فقر و فقر.

اینجا وسیله‌ای ندارم و همین کارم را سخت کرده. دوستی قول ماشین داد؛ راننده ادا درآورد، بی‌خیالش شدم. تنهایی سخت است اما بهتر!
ظهر از سیل‌بند کانال سلمان پیاده راه افتادم به سمت سه‌راهی خرمشهر. یک ماشین جلویم ترمز زد. ۲کت‌وشلواری شیک و اتوکشیده. بنای رساندنم داشتند. گفتند چه کاره‌ای؟
گفتم هیچی! آمدم یادداشت نویسی.
گفت برای کجا؟
گفتم هیچ‌جا.
گفت یعنی چی؟ برای خبرگزاری و فارسی و مشرقی چیزی …
گفتم هیج‌جا! برای خودم!
باورشان نشد.
گفتم شما چه؟
گفتند ما از شهرداری آمدیم!
گفتم با این لباس شیک؟!
به پته‌تپه افتادند!
کارمندان وزارت بودند! موقع پیاده شدند بهشان گفتم: آقا! حداقل انقدر شیک نیاید! لباس نیروهای مردمی بپوشید!

ظهر رفتم پیش اسب عربی!
قرار بود با دکتر تهرانچی رییس دانشگاه آزاد بروند سرکشی.
اسب عربی لقبییست که آقای‌خامنه‌ای به حسین یکتا داده! کنایه از خسته‌ناپذیری! گرچه در این سیل دیگر شده اسب آبی! از این شهر به آن شهر…

با تهرانچی رفتیم دهلاویه.
و از آنجا به تپه‌های الله‌اکبر. جایی که یکتا بنای زدن کمپ برای ۳عشیره‌ی سیل زده دارد. اسیر آب هستند و با قایق رفت‌وآمد دارند. تهرانچی از پل‌دختر آمده بود. گفت ۷۰۳ واحد دانشگاهی دارد. و با همه امکانات آمده پای کار سیل و کمک به یکتا. شبکه‌ایست عظیم و راه‌گشا که سالهاست که در این دست امور مشارکت نداشته.
در راه از خاطراتشان از جنگ گفتند و کمی هم سیاست. سریع دکمه ضبط را زدم.
حاج حسین گفت ضبط که نمی‌کنی؟
گفتم نه حاج اقا! خیالت راحت!

تهرانچی دو محافظ داشت. کسی گفت رییس دانشگاه آزاد محافظ می‌خواهد چی‌کار؟
در گوشش گفتم دکتر دانشمند هسته‌ایست و هم رده و رفیق شهیدشهریاری و علی‌محمدی. سالهاست در لیست ترور موساد است!

دهلاویه که رسیدیم، قایق جا نداشت. من ماندم. قایق با تکانی بد، حرکت کرد. به شوخی به حاج حسین گفتم: دکترتهرانچی را اسراییل نتونسته بزنه، ببینم شما غرقش می‌کنی!
همه خندیدیم.
دانشمند هسته‌ای در کنار یکتایِ مردمی؛ برای کمک به مردم. سرمایه‌ای که سیما با گزارش‌های مضحکش، مردم را از دانستنش محروم کرده…

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × 5 =