سیل

سیلنوشت – سفر به لرستان، روز دهم ۱

روز دهم۹۷/۱/۲۳ قسمت ۱

همه سعی می‌کنند بهش فکر نکنند.
فکر کردنش هم تن را می‌لرزاند.
بیل می‌زدنند ولی گوش‌ها تیز اخبار خوزستان بود.
پل‌دختر را که ترک کردم، در راه فکر می‌کردم که چه بلایی بر سر خوزستان خواهد آمد؟ سیل لرستان آنجا را هم با خود می‌برد؟
سیل سال ۹۸ بزرگترین حادثه بلایای طبیعی حداقل ۱۰۰سال اخیر است.
زلزله‌های بویین‌زهرا(۴۱) طبس(۵۷)، منجیل(۶۹)، بم (۸۲)، ورزقان(۹۱) و کرمانشاه(۹۶) بزرگترین زلزله‌های ۱۰۰سال گذشته است.
ما تجربه‌های زلزله بسیار داشتیم اما سیل به این وسعت ندیدیم. نه دانش آن را داریم و نه تجربه‌اش را‌.
من در زلزله‌های بم و کرمانشاه بودم. قابل مقایسه با سیل ۹۸ نیست. زلزله با همه خرابی‌هایش اتفاقی است در چند لحظه.
اما اتفاق سیل۹۸، یک ماه هست که ادامه دارد. استان به استان، شهر به شهر، روستا به روستا می‌آید و همه چیز را می‌بلعد…
الان ۲۲ استان بحرانی اعلام شدند.
چیزی شبیه جنگ ۸ ساله.
مدیریت چنین بحرانی برای هیچ کشوری سهل نیست! دقت کنید ۲۲ استان!
همه کشور آماده‌باش است.
نیروهای مردمی مهمترین سرمایه برای حل این بحران است. درست مثل جنگ ۸ ساله.
بتصورم این نگاه در جامعه نیست. هنوز جامعه فکر می‌کند این سیل نیز به سیاق گذشته است. و درک درستی از این جنگ ندارد.
در جنگ، تنها از دولت کاری ساخته نیست. قوای نظامی هم کافی نیست. کلید عبور از این جنگ فقط در دستان مردم‌است؛ مردم به معنای عامش و با هر سلیقه سیاسی و دینی. حتی سلبریتی‌ها.
باید دست از این بگومگوها برداشت….

سیل

روز دهم ۹۷/۱/۲۳ قسمت۲

گیج گیجم!
معلوم نیست چه خبر است!
این اولین باراست که انقدر احساس عجز می‌کنم. از بس، شرایط پیچیده است‌!
زمین، زمین سیل لرستان نیست اصلا!
سوسنگرد، بستان، حمیدیه و دهلاویه در محاصره‌اند. اما اکثر روستاهایشان سقوط کرده.

۱۰ تا جلسه رفتم!
با سردار و دکتر و مهندس و ….
چیز منسجمی دستگیرم نشد. اِلا یک چیز!
خوزستان۹۸ با خوزستان ۵۹ تفاوتی ندارد!
هم خرابکاری‌های خلق عرب دارد، هم شهید حسین علم‌الهدی دارد، هم شهر در محاصره است و هم کسی دادهای جهان‌آرا را نمی‌شنود.
گویی تاریخ تکرار شده!
کوچه به کوچه شهرها سنگربندی شده! عین ۵۹!
شهر هم خائن دارد، هم شهامت دارد و هم غیرت!
ادبیات، همان ادبیات ۵۹ است؛
اینکه جاده اندیمشک-اهواز بسته است،
اینکه سوسنگرد در محاصره است،
اینکه جاده آبادان-اهواز در شرف بسته شدن است‌،
اینکه مردم سنگربندی کرده‌اند و…

رفتم پیش سیدعماد. در منطقه فقیرنشین حصیرآبادِ اهواز.
مسجدی دارد به نام امام خمینی‌.
شده ستاد کمک رسانی به عین۲!
سیدعماد شده شهید شریف قنوتیِ۵۹!
و مسجدش، مسجد خرمشهر.
عین۲ هم خود خرمشهر.
گویی تاریخ درحال تکرار است.
عماد گفت مردم دورتادور عین۲ را سیل‌بند زده‌اند. ده‌ها هزار گونی از خاک پر شده و هنوز مقاومت می‌کند در برابر رود کرخه.
عین۲ در غرب اهواز و چسبیده به آن است.
۲۴ خیابان دارد. با ۳۵ هزار جمعیت. یعنی فقط عین۲ اندازه کل معمولان است!
حالا فکر کنید کل معمولان را سیل بند زدند.
عین۲ فقط یک منطقه کوچک از خوزستان است! باید خودم بروم عین۲ و باچشم ببینم…

خیلی گیجم. اینجا با لرستان تفاوت دارد.‌ دقت زیاد می‌خواهد. هر سانت بازو بسته شدن دریچه یک سد، ۱۰هزار نفر را آواره یا نجات می‌دهد!
مانده‌ام برخی چطور بی‌محابا درباره خوزستان سخن می‌گویند! اینکه آب را کجا رها کنند، کجا نکنند!
دستم می‌لرزد برای نوشتن همین چندخط! هر کلمه ما هم می‌تواند اوضاع را بدتر کند. همه‌اش به خودم نهیب می‌زنم که من آمده‌ام کمک؛ با نوشته‌هایم.
باید مراقب باشم که کلماتم باری نشود بر دوش مردم…
باید دقت کنم…

پی‌نوشت:
محمد حسن شریف قنوتی، از فرماندهان مردمی خرمشهر و اولین شهید روحانی دفاع مقدس است‌.

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

17 − پانزده =