زیبایی های سیل

سیل هم زیبایی داره

درین حدوداً ۲۰ روزی که به بهانه سیل کنار هموطنان لم بودم به دفعات دیدم که بسیجی ها یا طلبه ها که شاید بیشتر شهره به سختی و محکم بودن باشن تا نرمی و مهربانی؛ کارهایی برای شادی دل بچه های سیل زده کردن که مربیان مهد نمی‌کنن.

 

روزهای اول خودم دیدم که یکی از اهالی صراحتاً به طلبه هایی که در خانه اش با خنده و شادی گل روبی می کردن گفت جدی شما هم می خندید؟
بنظرم تعداد قابل توجهی از مردم تلخی و خشونت اون‌ها مقابل دشمن رو دیدن و مهربانیشون با دوست رو نه.
-توی روستای دمرود اَفرینه حدود ۸۰ نفر از اصفهان برای کمک اومدن که غالبشون از طلبه‌ها هستن. شبیه بولدوزر کار می‌کنن. به مردم خودشون رو سرباز های آقا معرفی کردن.به خاطر همین مردم پست سرشون می‌گن خدا بچه‌های رهبر رو خیر بده.
به من هم زیاد تیکه انداختن که چرا کار نمی‌کنی و جای دوربین و تبلت بیل دستت نمی گیری 🙂
آخر به یکیشون گفتم حاج آقا چرا اجر خودت رو زایل می کنی. خب کارت رو بکن و کیفش رو ببر و بذار من هم کارم رو بکنم. عذرخواهی کرد و گفت نمی دونسته کارم اینه و فکر کرده مثل بعضی ها برای سلفی گرفتن اومدم.
طلبه، و ما ادراک مالطلبه 🙂
اگر از این قشر، بدهاشون تو ذهنتون درشت‌تر از خوب‌هاشون یادآوری می‌شن؛ چون:
موی اندر شیر خالص زود پیدا می‌شود
عیب پاکان زود هویدا می‌شود
انسانِ شفاف و شریف، از خود گذشته و ویژه زیاد تو این گروه وجود داره. به خاطر همین بداشون چشمگیرترن.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 + شش =