مصدق، اسباب فریب مردم

مصدق را به وطن دوستی، عدالت طلبی و استکبارستیزی می شناسیم. کسی که میان شاه و مردم، مردم را انتخاب کرد و همه عمر علیه استبداد داخلی (رضا و محمدرضا پهلوی) و استکبار خارجی (انگلیس و آمریکا) ایستاد. به ما گفته اند مصدق چه هزینه ها که در جهت حرکت در راستای منافع ملی و علیه قدرت های ظالم نداده است. از زندان و عزل و آزار تا مرگ در تبعید.
۱۴ اسفند ماه سالروز درگذشت موسس جبهه ملی و پدر معنوی ملی گراها و در ادامه نهضت آزادی و حتا اصلاح طلبان، دکتر محمد مصدق، می تواند دلیل خوبی برای مرور وجوه شخصیتی-عملکردی او باشد. وجوهی که در این سال‌ های اخیر به دلایلی متعدد، آگاهانه یا ناآگاهانه، سعی شده است از مردم پنهان نگه داشته شوند.

مصدق را می شناسید؟

منبع: زندگی مجاهدان و شهیدان راه آزادی/صفحه ۱۷۵ اردیبهشت ۱۲۶۱ در خانواده ای قاجاری و اشرافی به دنیا آمد. در سال ۱۲۸۷ برای تحصیلات عالیه به اروپا رفت و آنقدر از اروپا خوشش آمد که تصمیم به اخذ تابعیت سوییس گرفت. البته دولت سوییت او را نمی پذیرد و او در سال ۱۲۹۳ مجبور به بازگشت به ایران می شود. به طهران می آید و در مدرسه علوم سیاسی مشغول به تدریس می شود. [۱]

مصدق در مدرسه علوم سیاسی با کسانی مثل اردشیر جی ریپورتر (جاسوس انگلیسی) و محمد علی فروغی (نخست وزیر رضا و محمدرضا پهلوی) همکار می‌شود.
مصدق در سال ۱۲۹۹ شمسی والی فارس می شود. از وقایع مهم دوران والی گری او قیام مردم تنگستان علیه انگلستان بود که این قیام توسط مصدق سرکوب شد!

خودش در مجلس شورای ملی نطق می‌کند:

بنده مأمورین خوب از انگلستان دیده‌ام، من مأمورین بسیار شریف و وطن دوست از انگلستان دیده‌ام، مذاکراتی در شیراز و در طهران با اینها دارم. یک روز (ماژورهوور) قنسول انگلیس آمد و به من گفت (ما حکم داده‌ایم تنگستانی ها را تنبیه بکنند) من حالم بهم خورد. گفت شما چرا حالتان بهم خورد؟ گفتم چون این صحبتی که کردید نه در نفع شما بود! نه در نفع ما. گفت توضیح بدهید. گفتم شما از پلیس جنوب شکایت دارید و می‌گویید که پلیس جنوب در شیراز منفور است، پس وقتی که شما پلیس جنوب را مأمور تنبیه تنگستان بکنید بر منفوریت آن‌ها افزوده می‌شود. تنگستانی ها اگر شرارت می‌کنند من تصدیق می­‌کنم. اگر بعضی از آن‌ها راهزنی می‌کنند من تصدیق دارم [ولی] اگر آن‌ها را پلیس جنوب تنبیه کند جزء شهدای وطن‌پرست‌ها می‌شوند! و من راضی نیستم. ولی اگر من که والی هستم آن‌ها را تنبیه کنم به وظیفه خود عمل کرده‌ام و کار صحیحی کرده‌ام! انگلیسی گفت توضیحات شما مرا قانع کرد. شما کار خودتان را بکنید من از شما تشکر می‌کنم! بعد از چند روز من تنگستان را امن کردم و (ماژور هوور) از من تشکر کرد!
مصدق بعد از کودتای سال ۱۲۹۹ و سرکار آمدن سید ضیا طباطبایی، به دستور مستقیم سید ضیا، از والی گری فارس خلع شده اما سفیر انگلستان در نامه ای خطاب به سید ضیا خواستار ابقای مصدق در والیگری فارس می شود.[۲]
مصدق بعدها والی آذربایجان شد که خودش مستقیماً در کتاب خاطراتش اذعان می کند که با وساطت وزیر مختار انگلیس والی آذربایجان شده است.[۳]
در سال ۱۳۰۳ رضا خان که نخست وزیر شده است؛ محمد مصدق را به عنوان وزیر عدلیه ی خودش معرفی می کند.
رضا خان در ۵ تیرماه ۱۳۱۹ دستور به دستگیری مصدق می‌دهد، مصدق دستگیر و برای تبعید به شهرستان بیرجند فرستاده می‌شود. مصدق در راه بیرجند اقدام به خودکشی ناموفق می‌کند.[۴]
ما آزادی از زندان:پرون، از دوستان نزدیک محمدرضا پهلوی، برای عمل کلیه در بیمارستان نجمیه بستری می‌شود. همان بیمارستانی که غلامحسین مصدق(فرزند مصدق)به عنوان پزشک در آن مشغول به کار است. غلامحسین در بیمارستان از پرون خواهش می‌کند تا نزد ولیعهد که از دوستان نزدیک پرون بوده تقاضا بکند تا از شاه بخواهد که مصدق را آزاد کند.[۵]
مصدق در انتخابات مجلس شورای ملی دوره چهاردهم توانست نماینده شود. محمدرضا پهلوی در کتاب پاسخ به تاریخ در صفحه شصت در مورد نمایندگان مجلس شورای ملی دوره چهاردهم می‌گوید: سفیر انگلیس یک لیست هشتاد نفری به دولت تسلیم کرد و انتخاب شدن آنها را خواستار شد.

مصدق بعد از رسیدن به نخست وزیری با انتقاداتی روبرو شد. یکی از انتقادات انتصابات افراطی اعضای فامیلش درجایگاه‌های مختلف و حیاتی بود:

  1. ۱-غلامحسین مصدق،فرزند،مشاور سیاسی-اداری-مالی مصدق
  2. -احمد مصدق،فرزند،معاون وزیر راه
  3. ابوالفتح والاتبار،برادر،نماینده دولت در وزارت دربار
  4. ابوالحسن دیبا،برادر،توزیع کننده مناقصه های دولتی
  5. متین دفتری،برادر زاده و داماد،عضو کمیسیون تعیین غرامت نفت
  6. (؟) دفتری،برادرزاده،رییس کل بازرسی کشور
  7. سهام السطلان بیات،خواهرزاده،مدیرعامل شرکت نفت
  8. محمد بیات،خواهرزاده،رییس بانک کشاورزی
  9. امامی،برادر همسر،استاندار خراسان
  10. جمشید فرمانفرماییان،خواهرزاده،مدیر کل وزارت کار
  11. (؟) دفتری،برادرزاده،رییس شهربانی کل کشور
  12. بونصر عضد،خواهرزاده،مدیر کل سازمان جنگلبانی
  13. محمد مهدی قهرمانی،پسرعمه،مدیر کل گمرکات کشور
  14. شمس الدین امیر علایی،پسر خاله،وزیر کشور در کابینه مصدق
  15. ضیا فرمانفرماییان،خواهرزاده،استاندار فارس
  16. علی امینی،پسرخاله،وزیر اقتصاد ملی
  17. سرتیپ امینی،پسرخاله،فرمانده کل ژاندرمری
  18. ابوالقام امینی،پسرخاله،کفیل وزارت دربار
  19. سرتیپ مظفری،برادر همسر فرزند،استاندار حوزستان
  20. حسین کی استوان،برادرزاده همسر،پیشکار کل دارایی

مصدق از جمله موافقان کشف حجاب رضا خانی بود و حتا از اینکه خیلی زودتر از رضاخان تن به این کار داده و زنان خانواده‌ش را وادار به کشف حجاب کرده است به خود می‌بالید. در سیاست موازنه منفی/مجلس چهاردهم از قول خواهرزاده اش می خوانیم که مصدق گفته است: قبل از اینکه بانوان محترم ایرانی کشف حجاب کنند،من در اروپا با خانواده‌ ام کشف حجاب کرده ام.

 

منابع :

  1. کتاب خاطرات و تالمات دکتر مصدق/صفحه ۱۸۸
  2. زندگینامه مصدق السلطنه/صفحه ۱۵
  3. خاطرات و تالمات دکتر مصدق/صفحه ۱۴۴
  4. زندگی مجاهدان و شهیدان راه آزادی/صفحه ۱۷۳
  5. زندگی مجاهدان و شهیدان راه آزادی/صفحه ۱۷۵

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 − سه =