تحریم اسنپ

پیامدهای کمپین تحریم اسنپ در سیاستگذاری فرهنگی

کمپین های مجازی، “اردو کشی های مجازی” نیروهای اجتماعی هستند که چند سالی است کارکرد برگزاری اعتراضات خیابانی و تجمعات عمومی را دارند. “تقابل مجازی نیروهای اجتماعی” با هدف تعیین سیاست های فضای واقعی و عینی به بخش جدایی ناپذیر نظام سیاست گذاری کشور تبدیل شده است.

کمپین تحریم اسنپ نقطه عطف تاریخی در سیاست فرهنگی جمهوری اسلامی و نشان دهنده تحولی بنیادی است که به اراده نیروهای اجتماعی دینی رقم خورده و به پیش رفته است. موج این تحول به سایر حوزه ها نیز خواهد رسید و شاید سرنوشت انتخابات مجلس نیز تحت تاثیر آن تعیین شود. آنچه این حرکت را خاص و ویژه ساخته و از زاویه سیاست فرهنگی به نقطه عطف بدل کرده است چند ویژگی است:

تقدم اقدام مردمی و نرم بر اقدام رسمی و سخت

برای نخستین بار به جای این که نیروهای رسمی و حکومتی در خط مقدم فعالیت و اقدام فرهنگی باشند و حرف از برخورد پلیس و قوه قضاییه یا هشدار امامان جمعه و تبلیغات تلویزیون باشد، نیروهای غیر رسمی و مردمی در پیشانی یک فعالیت فرهنگی حضور دارند که به جای “مجازات سخت(گرفتن و زدن) با “مطالبه” و ” تحریم” کار می کنند.

این بزرگ ترین نقطه ضعف سیاست فرهنگی نظام یعنی ناتوانی از به کارگیری قدرت نرم در خاکریز نخست صیانت از ارزش های اجتماعی در این کمپین به خوبی جبران شده است و می تواند الگوی عمل سیاستگذاری فرهنگی برای آینده شود.

تحریم اسنپ

در صحنه بودن و هدف مند بودن فعالیت.

واکنش به موقع، موثر، هدفمند و دقیق گمشده فعالیت های فرهنگی سازمان های رسمی بوده و هست. کمپین همه این ویژگی ها به خصوص در صحنه بودن را داشت و از این جهت هم می تواند الگوی عمل سیاست گذاری فرهنگی باشد.

داوطلبانه بودن و بی هزینه بودن

یکی از موفق ترین حرکت های فرهنگی سال های اخیر بدون صرف ریالی اعتبار، خرید و اجاره ساختمان و استخدام نیروهای انسانی و تنها به اتکا ظرفیت های فعال و موجود شکل گرفت و به نتیجه رسیده است. اکنون با اطمینان خاطر بیشتری می توان به ادغام و انحلال بسیاری از سازمان های پرهزینه و بی خاصیت فرهنگی فکر کرد.

رهبری نامتقارن و حرفه ای

پیش آهنگان و رهبران این کمپین نیروهای موثر و کاربلدی بودند که در سال های اخیر در پیشانی منازعات فرهنگی مبارزه کرده و مهارت و توانایی های خود را نشان داده اند. هیچ کس دقیقا نمی داند حرکت را چه کسی شروع کرد، بلکه بیشتر افراد لحظه اوج گرفتن کمپین را که با پیوستن چند چهره صاحب نام مجازی انجام شده است را به خاطر دارند. این نیروها، نیروهای ویژه فرهنگی هستند که نه وابسته به ارگان و سازمان معینی هستند، نه از جایی دستور می گیرند و نه متتظر ابلاغ می مانند. همین خصلت پارتیزانی و فعالیت نامتقارن، فعالیت های آنها را خاص و ویژه کرده است. به این ترتیب الگویی از یک” فعالیت فرهنگی عمومی” شکل گرفته و می تواند راهنمای راه آینده سیاستگذاری فرهنگی باشد.

بازکردن بن بست سیاستی حجاب

شاید بزرگترین دستاورد کمپین بازکردن گره کور سیاست گذاری حجاب و نشان دادن تقدم و تاخر سیاست های این حوزه است. استراتژی نظام در مساله حجاب باید از ” آگاهی بخشی” به ” منزلت بخشی” و ” ارزشمند سازی” تغییر کند. پروژه حجاب باید از نهادها و سازمان های رسمی و دولت ساخته فرتوت، سنگین و بی انگیزه گرفته شود و به یک “گروه اقدام ویژه” مرکب از هنرمندان و فعالان رسانه ای با اختیارات تام سپرده شود. تا به جای “پند و اندرز” و ” بیان فلسفه و کارکرد و پیامد” حجاب، ارزش مندی آن به گونه ای نشان داده شود که افراد جامعه به ” اراده و انتخاب” خود و برای بهره مندی از “منزلت اجتماعی” با حجاب بودن، حجاب را انتخاب کنند نه آنگونه که در چند دهه اخیر رخ داده است.

کمپین اسنپ دو پیامد عمده خواهد داشت:

  1. تاریخ جدید سیاست فرهنگی آغاز شده و نیروها و کارگزاران خود را یافته و با اصول حرفه ای خود پیش می رود . به زودی این حرکت جدید، همان سرنوشتی را که اپلیکیشن های چون اسنپ برای آژانس ها رقم زدند، برای نهادها و سازمان های رسمی فرهنگی رقم خواهند زد.
  2. جریان مذهبی نیروهای خود را خارج از ساختار رسمی فرهنگی سازماندهی کرده و از همین رو دیگر منتظر اقدام نهادها و سازمان های رسمی نمی ماند. در نتیجه نیروی مشروعیت بخش از ساختار رسمی به ساختار غیر رسمی منتقل شده و این خود منشاء تحولات جدی فرهنگی در سال های آینده خواهد بود.

به قلم سینا کلهر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

20 − هجده =