سیل

سیلنوشت – سفر به لرستان، روز نهم ۱

روز نهم ۹۸/۱/۲۱ قسمت اول غالب امکانات به پل‌دختر سرازیر شده. همین، کار را در معمولان سخت کرده. حجم خرابی پل‌دختر ده‌ها برابر اینجاست. کار درستی کردند. در شهر گل‌روبی خانه به خانه شروع شده. خیابان‌ها هم. فوج فوج نیروهای مردمی به شهر می‌آیند. هر روستایی که راهش باز شده، حداقل یک گروه مردمی واردش […]

سیل

سیلنوشت – سفر به لرستان، روز پنجم

روز پنجم- ۹۸/۱/۱۶ قسمت اول امروز حالم خوب است! فوج فوج بچه‌های جهادی وارد شهر شدند! زلزله حاج‌حسین یکتا آغاز شد! پاکسازی خانه به خانه شروع شده. بچه‌های ارتش هم دست به بیل شدند. سرهنگ ناجا هم. امروز چندبار بغضم گرفت. پابکت‌ها خاموش نمی‌شوند. اما مگر پاکسازی ۵۰۰۰ هزار خانه در گِل، تمام می‌شود؟! شهر […]

سفر به لرستان

سیلنوشت – سفر به لرستان، روز دوم و سوم

روزنوشت‌های سفر به لرستان روز دوم ۹۸/۱/۱۴ پل‌هایی را که شهردار شکست! اینجا هم خطر سیل بود. با ۸۰هزار جمعیت! شهرستان ازنا در ۴۰ کیلومتری دورو‌د در لرستان است. اما چون شهردار مرخصی نبود! چون بلافاصله پس از اعلام خطر در حوزه شهری خودش حاضر شد!، چون کیش و قشم نبود!، با خراب کردن بموقع […]

زیبایی های سیل

سیل هم زیبایی داره

درین حدوداً ۲۰ روزی که به بهانه سیل کنار هموطنان لم بودم به دفعات دیدم که بسیجی ها یا طلبه ها که شاید بیشتر شهره به سختی و محکم بودن باشن تا نرمی و مهربانی؛ کارهایی برای شادی دل بچه های سیل زده کردن که مربیان مهد نمی‌کنن.   روزهای اول خودم دیدم که یکی […]