سیل لرستان

سیلنوشت – سفر به لرستان، روز نهم ۲

روزنهم ۹۸/۱/۲۱ قسمت۳ سرصبحی سیدعماد زنگ زد؛ آخوند اهوازی. زنگ زد گفت بیا اهواز اینجا کربلاست! قلبم داغ شد. در پل‌دختر باهم بودیم. بعد ۶ روز گفت باید برگردم اهواز کمک مردم. رفتم کنار رودخانه‌ی شهر. با یکی از سیل‌زده‌ها مصاحبه کردم. چقدر صادقانه حرف زد. اینکه ماشین‌های شهرداری در شهر با بلندگو هشدار می‌دادند […]

سیل

سیلنوشت – سفر به لرستان، روز نهم ۱

روز نهم ۹۸/۱/۲۱ قسمت اول غالب امکانات به پل‌دختر سرازیر شده. همین، کار را در معمولان سخت کرده. حجم خرابی پل‌دختر ده‌ها برابر اینجاست. کار درستی کردند. در شهر گل‌روبی خانه به خانه شروع شده. خیابان‌ها هم. فوج فوج نیروهای مردمی به شهر می‌آیند. هر روستایی که راهش باز شده، حداقل یک گروه مردمی واردش […]

سیل لرستان

سیلنوشت – سفر به لرستان، روز هشتم

روز هشتم ۹۸/۱/۲۰ قسمت اول واقعا آخوندها حمله کردند به لرستان! من هرچی می‌خواهم از اینها ننویسم، نمی‌شود! شهر را تحت شعاع قرار دادند. میانسالی نشسته بود جلوی مغازه‌اش. همه چیزش رفته! چند آخوند مغازه‌اش را گل‌روبی می‌کردند. اما خودش و پسرش دست به کمر بودند! پدر به آخوندها گفت «شهر آخوند نمی‌خواد ما برنج […]

سیلنوشت – سفر به لرستان، روز هفتم

روز هفتم ۹۸/۱/۱۹- قسمت اول زلزله دهه هشتادی‌ها! ساعت ۴ صبح رفتم میدان امام حسین قهوه‌خانه‌های سر راهی. عجیب در کف چایی هستم. قند را در دهان گذاشتم که یک بچه۱۶-۱۷ ساله آمد و گفت داداش پول نقد داری؟ می‌خوام پول کرایه تاکسی بدم، اینجا عابربانک نیست. بهش گفتم بچه کجایی؟ گفت شهریار. گفتم اینجا […]

سپاه سیل

سیلنوشت – سفر به لرستان، روز ششم

روز ششم ۹۸/۱/۱۷ قسمت ۱ این عکس را روز سوم انداختم. محله سازمانی‌ها کنار رودخانه کشکان‌رود در پل دختر. بیشترین تخریب در این محل بوده. وقتی داشتم کادر را تنظیم می‌‌کردم، خانم مانتو مشکی به شوخی گفت: بزار ژست بگیریم! آقای کناری‌اش با لبخند گفت: تو این بدبختی ژستت گرفته؟! نیروی مردمی گفت: عیب نداره […]

سیل

سیلنوشت – سفر به لرستان، روز پنجم

روز پنجم- ۹۸/۱/۱۶ قسمت اول امروز حالم خوب است! فوج فوج بچه‌های جهادی وارد شهر شدند! زلزله حاج‌حسین یکتا آغاز شد! پاکسازی خانه به خانه شروع شده. بچه‌های ارتش هم دست به بیل شدند. سرهنگ ناجا هم. امروز چندبار بغضم گرفت. پابکت‌ها خاموش نمی‌شوند. اما مگر پاکسازی ۵۰۰۰ هزار خانه در گِل، تمام می‌شود؟! شهر […]

سیل لرستان

سیلنوشت – سفر به لرستان، روز چهارم

روز چهارم ۹۸/۱/۱۵ قسمت اول چرا وزارت کشور عزل فرماندار را تکذیب کرد؟! دیشب نوشتم که جناب دستیاری فرماندار شهر پل‌دختر در جلسه ستاد مدیریت بحران اعلام کرد که عزل شده! امروز وزارت کشور تکذیب و فرماندار نیز در تلویزیون مصاحبه کرد! از این‌رو شرح جلسه دیشب را روایت می‌کنم: جلسه در سپاه پل‌دختر برگزار […]

سفر به لرستان

سیلنوشت – سفر به لرستان، روز دوم و سوم

روزنوشت‌های سفر به لرستان روز دوم ۹۸/۱/۱۴ پل‌هایی را که شهردار شکست! اینجا هم خطر سیل بود. با ۸۰هزار جمعیت! شهرستان ازنا در ۴۰ کیلومتری دورو‌د در لرستان است. اما چون شهردار مرخصی نبود! چون بلافاصله پس از اعلام خطر در حوزه شهری خودش حاضر شد!، چون کیش و قشم نبود!، با خراب کردن بموقع […]

زیبایی های سیل

سیل هم زیبایی داره

درین حدوداً ۲۰ روزی که به بهانه سیل کنار هموطنان لم بودم به دفعات دیدم که بسیجی ها یا طلبه ها که شاید بیشتر شهره به سختی و محکم بودن باشن تا نرمی و مهربانی؛ کارهایی برای شادی دل بچه های سیل زده کردن که مربیان مهد نمی‌کنن.   روزهای اول خودم دیدم که یکی […]

سیلنوشت – سفر به لرستان، روز اول

روزنوشت‌های سفر به لرستان روز اول ۹۸/۱/۱۳ الان ساعت ۱۷روز رسیدیم شهرستان دورود در لرستان. برخلاف آنچه که گفته شده بود، اوضاع بحرانی نیست. “سد مروک” دیروز سرریز شده بود. و محله‌‌های سرچشمه و منوچهری و خیابان ساحلی دچار آب‌گرفتگی شده. حدود ۵۰۰ خانه تخلیه شده. اما با قطع باران سرریز سد متوقف شده. چند […]